حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

دیدوبازدید عید...

زندگی می گذرد آنچه بگذشت نمی آید باز قصه ای هست که هرگز نتوان شد تکرار آنچه میماند از این عهد بجای خاطراتسیت به بلندای خیال سلام هدهد مممممممن صدتا سلام به روی ماه پسرنازمامان،آرزودارم چندروزسپری شده ازسال جدید بهت خوش گذشته باشه. توی چندروزگذشته هم مهمون داشتیم و هم چندجایی رفتیم عیددیدنی،یکیش خونه دایی عموی عزیزبود که مثل هرسال دسته جمعی با خانواده بابا رفتیم خیلی هم خوش گذشت. امروزهم دخترخاله مادرجون اینا ازتهران اومده بودن که من برای کمک رفتم؛ چقدرخوبه همیشه دورهم باشیم و بخندیم.دیدارشون خاطره مادربزگ و خاله عزیز روبرامون زنده کرد .گفتندیادش بخیروقتی فرزان...
9 فروردين 1394

اولین جمعه نودو چهاری...قصربازی

پیامبر صلی الله علیه و آله : اگر مى توانید هر روز را نوروز کنید؛ یعنى در راه خدا به یکدیگر هدیه بدهید و با یکدیگر پیوند داشته باشید. دعائم الاسلام/ج6/ص326 گويند سلام طلائي ترين کليد براي صعود به تالار آشنائي هاست  صميمي ترين سلام تقديم تو باد . . . سلام....................به هدهدخونه من خوبی پسرنازمن؟ازخدامیخوام درهرزمان که داری اینارو میخونی لبخندروی لبات ودلت شادباشه چقدرزمان زودمیگذره حنی جونم،چشم به هم زدیم و یه هفته از سال گذشت اولین جمعه نودو چهاررسید،آغازسال بهمون خوش نگذشت،همش خونه تنهاموندی و مارفتیم مراسم؛واسه همین منو بابا تص...
7 فروردين 1394

اندراحوالات اولین روزهای عید...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪ ﯼ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ.... ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ. ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷﺮ ﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ ﯾﮏ ﺳﺮﺍﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ  ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد.………. زندگی کن ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ . ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ .... ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ . ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ .... ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ .... ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ...
6 فروردين 1394

سال 1394 مبارک

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک حنان نازمامان عیدت مبارک صدسال به این سالها عزیزدل مادر   این عید به نور فاطمیه زیباست روزیه تمام سال من با زهراست با بردن نام فاطمه فهمیدم سالی که نکوست از بهارش پیداست در پناه مهدی فاطمه باشید.   ...
1 فروردين 1394

چهارشنبه سوری93

بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم و کینه ها را بسوزانیم و زردی خاطرات بد را به آتش و سرخی عشق را از آتش بگیریم و آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم سلام به پسرنازم وبه همه ی دوستانی که وقت میزارن و پستهای منو میخونن روزهای پایانی سالتون بخیر باشه  شهرمارشت هوابارونیه،میدونی که همه کلی برنامه واسه روزچهارشنبه سوری دارن ؛ پسر نازمن؛ شماهم واسه این روزکلی ذوق داشتی؛البته بازی های بدون خطر؛ همه خونه  ی مادرجون جمع بودیم و یه شب پرخاطره داشتیم اینم چندتا از عکس ها تدارکات آ...
26 اسفند 1393

گودبای آخرین جلسه باشگاه

 درشگفتم که سلام آغاز هر دیدار است.... ولی در نماز پایان است.... شاید این بدان معناس که پایان نماز آغاز دیدار است.... *دکتر علی شریعتی* سلام به عزیزدل مممممن حنان جونم جلسه آخرباشگاه هم درسال 93 به پایان رسید؛امسال خیلی تلاش کردی سطح دو رو با موفقیت پشت سرگذاشتی. حالا بماندکه من چه توی گرمای تابستون وچه سرمای زمستون پا به پای تو اومدم و کمکت کردم،خیلی خوشحالم که تونستی این مرحله رو طی کنی روزآخری با آقای افتخاری و دوستان چندتاعکس یادگاری انداختیم؛البته ناگفته نماندکه ما مادرهاهم وقتی شما توی سالن بودیدکلی عکس انداختیم. باهم بریم ادامه عکس...
24 اسفند 1393

خونه تکونی دل..

من نام کسی نخوانده ام الا تو با هیچ کسی نمانده ام الا تو عید آمد و من خانه تکانی کردم از دل همه را تکانده ام الا تو. سلام به گل پسر خ ونه ی من عزیز دلم داریم آخرین روزهای سال 93 روباهم سپری میکنیم،انقدذوق و اشتیاق داری که نگو.مخصوصآواسه خونه تکونی.همش میگفتی پس کی ما خونمون رو تمیزمیکنیم دیدی خونه ی مادرجون همه چیزرو شستن،گفتی مامان ماهم باید تموم ظرفهاو دکورامون رو بشوریم .منم بهت گفتم که خونه ی ما تمیزه،   آخه فدات شم من هرروز دارم خونه تکونی میکنم. به خاطر دل تو و تغییر دکورمجبورشدم خونه...
22 اسفند 1393